أبو الحسن الشعراني
190
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
چشمها از ايشان پر شود از سادات و اشراف قوم و او را از لفظ خود واحد نيامده است ، كالخيل و الإبل و الرهبة و الجيش و النفر و اليوم و گفتهاند كه جمعش أملا آمده است . علّامه شعرانى : ملأ جماعت اشراف و بزرگان و اهل حلّ و عقدند كه به عقل و تدبير و تجربه شناخته شده و معروف گشتهاند و ديگر مردمان طبعا پيرو آنانند و مصالح مردم را چنانكه بايد آنها بهتر مىدانند ، از اين جهت آنان نزد پيغمبرشان رفتند و از ظلم و تعدّى عمالقهء مجاوران خود شكايت كرده ، طالب اميرى شدند كه دشمن را از آنها براند و ديگر مردم هرچند از وضع خود ناراضى بودند ، امّا راه تدبير نمىدانستند و رهبه و يوم در امثله مصحف است و كلمات دالّ بر جماعت كه واحد آن استعمال نشده ، بسيار است ، مانند رئبه گله هفتاد شتر و قوم و محاسن و مساوى و مسام و مقابح و ابابيل و غير آن . « 1 » فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ . « 2 » مؤلف : و در كلام حذفى هست كه سياقت آيه بر او دليل مىكند و تقدير آن است « فبعث اللّه لهم ملكا و كتب عليهم القتال فلما كتب عليهم القتال تولوا » بگريختند و بر جاى نبايستادند ، مگر اندكى . علّامه شعرانى : اين عادت همهء امّتهاست كه چون دشمنى معاينه بينند و زندگى خود را در خطر غارت آنان نگرند ، برآشوبند ، امّا چون هنگام كوشش و مجاهدت رسد ، اندكى از آنان همّت گمارند و خويش را در معركه افكنند و ديگران عقب نشينند و نگران باشند كه چه شود . « 3 »
--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 285 . ( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 246 . ( 3 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 289 .